چرا هر شب تو رو دارم
بدون اینکه ، حتی یک نفس از من جدا باشی
چرا تو جاده گم میشم
بدون اینکه ، حتی لحظه یی از دور پیدا شی
چرا از بی تو می ترسم
همه ش دستاتو می گیرم
تو ماهو ، بردی از شبهام
من از بی ماه می میرم ...
واسه چی ...
تو هنوز توی عمق ترانه هامی
واسه چی ...
توی هر نفسم ، تو هنوز باهامی
مگه نه اینکه دستامو ول کردی
نزاشتی با تو ، دنیامو بسازم
تو رو هرشب به این جاده تاریک و نمناک
واسه چی می بازم ....
چرا این جاده می پیچه ، همه ش سمت یه بیراهه
چرا من از تو ، جا موندم
چرا دنیام پر از راهه
چرا دستامو ول کردی
چرا خواستی که تنها شم
نمی بینی که عمر من ، مث یه قصه کوتاهه
واسه چی ...
تو هنوز توی عمق ترانه هامی
واسه چی ...
توی هر نفسم ، تو هنوز باهامی
مگه نه اینکه دستامو ول کردی
نزاشتی با تو ، دنیامو بسازم
تو رو هرشب به این جاده تاریک و نمناک
واسه چی می بازم ....
واسه چی ....
نظرات شما عزیزان: