.

.

به وبلاگ من خوش آمدید
ایمیل مدیر :

» مهر 1395
» تير 1395
» خرداد 1395
» ارديبهشت 1395
» بهمن 1394
» دی 1394


» جی پی اس ردیاب ماشین
» ال ای دی هدلایت زنون led
» جلو پنجره زوتی

تبادل لینک هوشمند

برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان طنزوسرگرمی و آدرس tanzandsargarmi.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





ورود اعضا:

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 23
بازدید دیروز : 1
بازدید هفته : 25
بازدید ماه : 25
بازدید کل : 33366
تعداد مطالب : 131
تعداد نظرات : 0
تعداد آنلاین : 1

Alternative content




RSS
مریم دی جی
نویسنده محمدجعفرزده تاریخ ارسال 30 دی 1394 در ساعت 19:43

پس تو کجایی ، حالا که تنها ، حالا که دستام ، دستاتو می خواد

پس تو کجایی ، تو این سیاهی ، کی عاشقت شد ، باز اشتباهی ...

از بس نبودی ، حالم خرابه ، چند وقته دنیا ، شکل عذابه ...

بیشتر به عکسات ، من دل سپردم ، تنهایی یامو ، یادم اوردن ...

هر شب سکوتت ، تکرار میشه ، دوریت به قلبم ، اجبار میشه

چشمای خیسم ، رویا تو می خواد ، بعد از یه لبخند ، یادم نمیاد ...

از بس نبودی ، حالم خرابه ، چند وقته دنیا ، شکل عذابه ...

بیشتر به عکسات ، من دل سپردم ، تنهایی یامو ، یادم اوردن ...

پس تو کجایی ....

.:: ::.
باران
نویسنده محمدجعفرزده تاریخ ارسال 30 دی 1394 در ساعت 19:43

بیا، دوری کنیم از هم

بیا ، تنها بشیم کم کم

بیا ، با من ، تو بدتر شو

بیا ، از من ، تو رد شو

ببین گاهی ، یه وقتایی

دلم سر میره از احساس

نه می خوابم ، نه بیدارم

از این چشمای من پیداست ...

تنم محتاج گرماته

زیادی دل به تو بستم

هیچ دردی در این حد نیست

من از این زندگی خسته م

دلم تنگ میشه بیش از حد ...

بیا، دوری کنیم از هم

بیا ، تنها بشیم کم کم

بیا ، با من ، تو بدتر شو

بیا ، از من ، تو رد شو

.:: ::.
محمد علیزاده
نویسنده محمدجعفرزده تاریخ ارسال 30 دی 1394 در ساعت 19:43

مثه اون شبی که تو گفتی دیگه دوست ندارم
نمی‌شه راحت حتی یه ساعت دووم بیارم

تنهات نذاشتم، هر چی که داشتم دست تو دادم
دیگه بریدم، تو رو ندیدم، برس به دادم

برگرد و بذار دوباره چشام تو چشای تو وا شه
برگرد و نذار بدون تو زندگیم از هم بپاشه

برگرد و بگو تو هم مثل من به کسی دل نبستی
برگرد و بگو هستی
.

وقتی ازم دوری نگرانت می‌شم
به خدا اینجوری نگرانت می‌شم

از شبی که رفتی دلمو وا کردی
خودتم می‌دونی می‌تونی برگردی


برگرد و بذار دوباره چشام تو چشای تو وا شه
برگرد و نذار بدون تو زندگیم از هم بپاشه

برگرد و بگو تو هم مثل من به کسی دل نبستی
برگرد و بگو هستی

.:: ::.
محمد علیزاده
نویسنده محمدجعفرزده تاریخ ارسال 30 دی 1394 در ساعت 19:43

دل بی تو غم زده چشامو نم زده
آرامش منو دوریت بهم زده
بخاطر توئه این همه دلهوره
این روزا بدجوری دلم ازت پُره
.
عزیزم
چی شده ک دلم ب دل دیگه ای دیگه دل نمیده
از همه بریدم
 عزیزم
آخه دل تو دلِ دل من دیگه نیست
مثل تو ندیدم
از همه بریده
عزیزم عزیزم. عزیزم
عزیزم
.
عزیزم
چی شده ک دلم ب دل دیگه ای دیگه دل نمیده
از همه بریدم
 عزیزم
آخه دل تو دلِ دل من دیگه نیست
مثل تو ندیدم
از همه بریده
عزیزم عزیزم عزیزم
عزیزم

چی شده ک دلم ب دل دیگه ای دیگه دل نمیده
از همه بریدم
 
عزیزم
آخه دل تو دلِ دل من دیگه نیست
مثل تو ندیدم
از همه بریده
عزیزم عزیزم عزیزم
عزیزم

بی تو شدم تباه تو نیمه های راه
تنهام گذاشتی تو واسه کدوم
گناه؟!
سردرگمم هنوز فکر توئم هنوز
دلم ب این خوشه میبینمت
ی روز
-----.
عزیزم
چی شده ک دلم ب دل دیگه ای دیگه دل نمیده
از همه بریدم
 عزیزم
آخه دل تو دلِ دل من دیگه نیست
مثل تو ندیدم
از همه بریده
عزیزم عزیزم عزیزم
عزیزم
عزیزم
چی شده ک دلم ب دل دیگه ای دیگه دل نمیده
از همه بریدم
 عزیزم
آخه دل تو دلِ دل من دیگه نیست
مثل تو ندیدم
از همه بریده
عزیزم عزیزم عزیزم
عزیزم
--
عزیزم
چی شده ک دلم ب دل دیگه ای دیگه دل نمیده
از همه بریدم
 عزیزم
آخه دل تو دلِ دل من دیگه نیست
مثل تو ندیدم
از همه بریده
عزیزم عزیزم عزیزم
عزیزم

.:: ::.
راز
نویسنده محمدجعفرزده تاریخ ارسال 30 دی 1394 در ساعت 19:43

در دلم رازی نهان دارم
نمی دانم بگویم یا نگویم
بگو
بگو

در دلم رازی نهان دارم
نمی دانم بگویم یا نگویم
بگو
بگو

ترس از آن دارم اگر گویم بریزد آبرویم
نمی دانم که رازم را بگویم یا نگویم
بگو
بگو

عاشقم اما پریشانم
نمی دانم که رازم را زچشمانت بجویم یا نجویم
نمی دانم که رازم را بگویم یا نگویم
بگو
بگو

کُن نگاهی در نگاهم
یا بگو غرق گناهم
یا بگو در اشتباهم
عاشقی گم کرده راهم

نمی دانم که این ره را بپویم یا نپویم
نمی دانم که رازم را بگویم یا نگویم
بگو
بگو

می برد هوش از سرم جادوی تو
وای از آن زلف و پریشان موی تو
خود نمی دانی که هرجا بوی تو
می کِشد هر دمدلم را سوی تو

نمی دانم که این زلف ختن بو را ببویم یا نبویم
نمی دانم که رازم را بگویم یا نگویم
بگو
بگو

در دلم رازی نهان دارم نمی دانم بگویم یا نگویم
در دلم رازی نهان دارم نمی دانم بگویم یا نگویم
ترس از آن دارم اگر گویم بریزد آبرویم
نمی دانم که رازم را بگویم یا نگویم
بگو
بگو

دلبرا می خوردن از کام شما هست آرزویم !

.:: ::.
کودک
نویسنده محمدجعفرزده تاریخ ارسال 30 دی 1394 در ساعت 19:43

کودکی بودم و دنبال خدا
در بیابان، در دشت، در دل جنگل سبز، همه جا می گشتم
در میان دِهمان؛
کودکی بودم و دنبال خدا
در بیابان، در دشت، در دل جنگل سبز، همه جا می گشتم
کلبه ای در گذرم بود
پر از نور که خورشید دگرگونه بر آن می تابید
پیرمردی دیدم
پیرمردی دیدم
که پس از خوردن یک جام شراب به خدا گفت سپاس
پیرمردی دیدم
که پس از خوردن یک جام شراب به خدا گفت سپاس
آری احساس من این بود خدا آنجا بود
من خدا را دیدم
من شنیدم که خدا گفت بنوش
گوارای وجود

.:: ::.
زبان نگاه
نویسنده محمدجعفرزده تاریخ ارسال 30 دی 1394 در ساعت 19:43

نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر نامه رسان من وتوست
گوش کن با لب خاموش سخن می گویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست
روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
حالیا چشم جهانی نگران من و توست
گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید
همه جا زمزمه ی عشق نهان من و توست
گو بهار دل و جان باش و خزان باش، ار نه
ای بسا باغ و بهاران که که خزان من و توست
این همه قصه ی فردوس و تمنای بهشت
گفتگویی و خیالی ز جهان من و توست
نقش ما گو ننگارند به دیباچه ی عقل
هر کجا نامه ی عشقست نشان من و توست
سایه ز آتشکده ی ماست فروغ مه و مهر
وه از این آتش روشن که به جان من و توست

.:: ::.
تا اطلاع ثانوی آپدیت نمیشود!
نویسنده محمدجعفرزده تاریخ ارسال 30 دی 1394 در ساعت 19:42


سلام 

خدافظ! ;D

.:: ::.
:دیـــ
نویسنده محمدجعفرزده تاریخ ارسال 30 دی 1394 در ساعت 19:42
تف به روحت ای روزگار

.

.

.

.

.

.


شریعتی در حال پنچر گیری با سیگار روی لب

.:: ::.
پسر
نویسنده محمدجعفرزده تاریخ ارسال 30 دی 1394 در ساعت 19:42

اگه یه پسری رو پیدا کردی که:

وقتی بهش تک میزنی سریع ج میده

اس ام اساش کوتاهه ولی پر از احساسه

تو داشبورد ماشینش همیشه پاستیل داره

هروقت ناراحتی قلقلکت میده

تو جمع و پشت چراغ قرمز دستاتو محکم تر میگیره

ازین سر شهر میاد اون سر شهر دیدنت

بدون ترس همه جا بغلت میکنه

.

.

.

.

اون پسر نیست ، دیــ.ـوثه ، از بس دختر بازی کرده حرفه ای شده

سریع باهاش کات کن تا بلایی سرت نیاورده :دی

.:: ::.
عناوین آخرین مطالب بلاگ من



.:: Design By :